تبلیغات
وب کد سازی پونی ها - سلستیا
سلام خوبی پونی خوش بگذره

سلستیا

چهارشنبه 4 آذر 1394 09:03 ب.ظ

نویسنده : پرنسس سلستیا
توایلایت دستگاهی ساخته بود به نام دستگاه خواب او با این دستگاه

می توانست خواب دیگران را ببیند. ان شب لونا و کدنس و توایلایت دور هم

جمع شدند بعد خیلی ارام و بی صدا وارد اتاق سلستیا شدند و دستگاه

خواب را به او وصل کردند بعد نشستند تا خواب سلستیا را تماشا کنند

خواب سلستیا:

-لونا کجایی؟

او وارد روشویی شد .

-لونا این مسواک کدنس نیست که انداختیش توی

دست شویی؟

در همین لحظه در اتاق سلستیا:

-لونا تو مسواک من رو انداختی توی

دست شویییییییی

-یادم نمیاد اخه من 150بار این کارو کردم  اه یادم رفت

امروز این کار رو بکنم.

 _چند لحظه من برم تو رو شویی.

 

 

- لونا بعدا  می کشمت .

 

- میشه بس کنین .

 

ادامه ی خواب سلستیا:

 

 

-لونا توی اتاق می بینمت .

خیال کردی .

  -بگیر .

- اینو داشته باش .

 - لونا سلستیا

 

- اوه یک لحظه فکر کردم صدای بالش بازی

شنیدم خوب مثل اینکه اشتباه کردم .

 

- نه من داشتم نامه هامو چک

 

می کردم .

 

-چیزی شده ؟

- نه گفتم که فکر کردم ی صدایی شنیدم

 

خوب من برم .

- حمله.

پدر تو در میارم سلستیا .

 

 

در همین لحظه در اتاق سلستیا:

 

 

- لونا کجاست ؟

- توایلایت کجاست ؟


- فکرکنم من بدونم .

- هه کی بیدار شدی ؟

- الان صبحه .

 

- هی کجایی؟ فکر کنم رفت .


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -